ما در مجموعه ویدیو های آموزشی سعی داریم تا ساخت عروسک و اسباب بازی را به روش آسان به شما آموزش دهیم.
این مجموعه ویدیویی ترفندهای ساده عروسک سازی و انواع تکنیک ها و دوخت ها را از مبتدی تا پیشرفته در دسترس شما قرار خواهد داد.
شیاوفِنگ با مادر و پدرش در یکی از روستاهای جنوب کشور چین می کرد.
او همیشه آرزو داشت که به شمال برود و دیوار چین را ببیند.
چون پدرش بارها در مورد تاریخچه ی دیوار چین برای او حرف زده بود.
شیاوفنگ از وقتی که خیلی کوچک بود به خاطر داشت که پدرش برای کار مداوم به پکن و شمال چین می رفت و برمی گشت.
خانه ی آن ها کنار دریا بود. گاهی اوقات که با پدر و مادر کنار آب می نشستند مادر برای او می گفت
که آن طرف آب ها دنیای دیگری با مردم دیگری وجود دارد که او حتما باید آن ها را ببیند.
شیاوفنگ اکثر اوقات شب ها که می خوابید خواب می دید که تبدیل به یک پرنده ی سفید شده است
و نامش را گذاشته اند “پرنده ی دوستی”.
او به همه جا پرواز می کند و پیام دوستی ملل و انسان های مختلف را به دیگران می رساند
او در ضمن به شمال هم پرواز می کرد و روی دیوار چین می نشست.
پدر به شیاوفنگ گفته بود که باید صبر کند تا بزرگتر شود و سپس با مادر و پدر به شهرهای دیگر بروند تا بتواند به آرزوی خود جامه ی عمل بپوشد.
دیگر وقت آن رسیده بودکه همراه پدر و مادر به شمال برود تا او دیوار چین را از نزدیک ببیند.
کشور چین خیلی بزرگ است به همین دلیل، یک روزه نمی شود به شمال آن رفت، پدر و مادر شیاوفنگ تصمیم گرفتند تا...
ادامه مطلب در سایت سرزمین عروسک=====>Dollland.ir
ما در مجموعه ویدیو های آموزشی سعی داریم تا ساخت عروسک و اسباب بازی را به روش آسان به شما آموزش دهیم.
این مجموعه ویدیویی ترفندهای ساده عروسک سازی و انواع تکنیک ها و دوخت ها را از مبتدی تا پیشرفته در دسترس شما قرار خواهد داد.
یک اسباب بازی جدید به مغازهء اسباب بازی فروشی وارد شد.
همهمه ای میان سایر اسباب بازی ها در گرفت.
همه می خواستند بدانند آن چیست. بالاخره انتظارها به پایان رسید و معلوم شد میهمان تازه وارد یک سری زرافهء گردن دراز است.
صاحب مغازه پیش خود فکر کرد مدت زیادی است که چنین اسباب بازی زیبایی در مغازه اش نداشته است،
به شاگردش گفت: (( اگر ما یکی از این زرافه ها را پشت ویترین مغازه بگذاریم،
مشتریهای زیادی را جلب می کند.))
زرافهء پشت ویترین _همانطور که فکر می کردند_ مشتری های زیادی را جلب کرد.
یکی از آن ها دختر کوچولویی بود که پدرش او را در بغل گرفته بود.
دیگری پسر کوچولویی بود که به همراه مادرش وارد مغازه شد
بعد از آن معلمی که در یک مهد کودک کار می کرد، همه و همه می خواستند زرافه را بخرند.
مغازهء اسباب بازی فروشی تا آن روز اینقدر شلوغ نشده بود.
وقتی که مشتریان زرافه، آن را به یکدیگر نشان می دادند و می گفتند که چقدر زیبا و طبیعی است،
زرافه خوشحال می شد. و غرور سر تا پای وجودش را می گرفت.
تمام زرافه ها در مدت کمی به فروش رفت، اما هنوز افراد زیادی برای خریدن زرافه به مغازه مراجعه می کردند و حتی زرافهء پشت ویترین را نیز می خواستند بخرند.
صاحب مغازه در آغاز گفت: (( این نمونهء جنس مغازه است و نمی توانم آن را بفروشم.))
ولی اصرار آن ها را که دید گفت: ((همه ی شما آن را می خواهید،
اما من باید به کدام یک از شما آن را بفروشم؟))
از میان مشتریان یکی گفت: ((لطفا آن را به من بفروشید.))
همه به طرف صدا برگشتند، خانم مسنی که صاحب مهد کودک بود می گفت
که بچه های مهد کودک شنیده اند زرافهء زیبایی در این مغازه وجود دارد.
همه ی آن ها از من خواهش کردند که یکی از آن زرافه ها را برای بازی آن ها بخرم و ببرم.
صاحب مغازه موافقت کرد و به طرف ویترین مغازه رفت و تا خواست زرافه را بردارد،
خانم مسن از شنیدن این حرف اخمهایش را در هم کشید و بلافاصله گفت:
اگر او دوست ندارد تا به مهد کودک پیش بچه های خوب بیاید، من هم آن را نمی خرم!
بدین ترتیب زرافه پشت ویترین باقی ماند.
روز دوم، یک پیرمرد روستایی به مغازهء اسباب بازی فروشی آمد و به صاحب مغازه گفت:
در روستای ما به تازگی کلاس آمادگی برای بچه های کوچک روستا تشکیل شده است،
من می خواهم یک زرافه…
پیرمرد روستایی هنوز حرفش تمام نشده بود که از داخل ویترین زرافه فریاد زذ:
من روستا را دوست ندارم، من به روستا نمی روم.
یک هفته گذشت، اما دیگر کسی برای خریدن زرافه نیامد.
روزی یک دختر کوچولو به مغازه ی اسباب بازی فروشی آمد و ...
ادامه داستان در سایت سرزمین عروسک=====> Dollland.ir
روز مادر و تولد مادر از آن روزهایی است که برای آمدنش همیشه بی تابیم.
مادری که سال ها ما را با عشق و از خود گذشتگی بزرگ کرده است.
درست است هیچ وقت هیچ هدیه ای زحمات سالیان این فرشته ی دوشت داشتنی را جبران نمی کند اما دست کم برای لحظاتی وجودش لبریز از لبخند و شوق می شود.
خرید هدیه تنها بهانه ای است برای یادآوری عشق و علاقه ی ما به او…
برای او فرقی نمی کند این هدیه یک شاخه گل باشد یا بهترین زیور آلات، او فقط با خوشحالی ما خوشحال می شود.
هنگام خرید هدیه باید اول به علایق مادرمان توجه کنیم، اینکه او بیشتر از همه چه چیزی را دوست دارد
و می تواند بیشتر او را خوشحال کند.
لوازم منزل وسایلی است برای همه ی اعضای خانواده و صرفا با خرید آن گویی برای خودمان هم هدیه می خریم.
پس خریدن وسیله ی منزل حتی تزئینی کار کاملا اشتباهی است.
اگرچه مادران با دیدن هر هدیه ای خوشحال می شوند
اما نکته مهم برای خریدن هدیه این است که...
ادامه مطلب در سایت سرزمین عروسک=====>Dollland.ir
مناسبت هایی وجود دارد که ما برای کودکانمان هدیه می خریم،
روز تولد، روز دانش آموز، روز دختر و پسر از بارزترین آنهاست.
هنگام خریدن هدیه باید به نکات مهمی توجه کنیم، نکاتی که باعث می شود ما به بهترین انتخاب برسیم.
بر خلاف بزرگ ترها، کودکان را هر چیزی می تواند خوشحال کند.
از یک اسباب بازی یا عروسک بزرگ گرفته تا یک خوراکی ساده…
مطالب گفته شده نکات بسیار ساده ای هستند که هر فرد مطمئنا برای خرید هدیه آن ها را رعایت می کند.
اگر کمی خلاقیت و استعداد داشته باشید می توانید کارهای دستی زیبایی را به عنوان هدیه برای کودکان درست کنید...
ادامه مطلب در سایت سرزمین عروسک=====>Dollland.ir